![]() |
![]() |
|
| من همان جانور جنگلی گذشته ام ، که کمی خوی آدمی گرفته |
|
اون شب ،
البته نزدیک های صبح بود .... پشتت آب ریختم گفتم برگرد . خیلی روز و شب گذشت ، الان 26 روز ِ که یکی دیگه پشتت آب میریزه و تو هم همیشه براش بر میگردی ... |
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
عزیزم
شعر ! پزشکی نیست زور نزن . |
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
دیشب داشتم فیلم کینگ کونگ رو میدیدم . جایی که "دوان" داشت جلوی کینگ کونگ میرقصید . به خودم گفتم چقدر جالب !
حتی گوریل ها هم فریب زنها رو میخورن. |
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
به پدرم (1327 - 1385 )
|
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
بوی ناب بهار
عطر خوش اقاقی. پنجره ام |
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
به تمام خاطراتم پشت میکنم ،
و فقط میگویم: ببخشید پشتم به شماست. |
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
زماني که بر فراز آبشار
پل هاي آهنين بزنند کي ميتواني باور کني فرياد آنان را که از غرق شدن بيم مي دهند؟ |
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
خواهی آمد...
نخواهی آمد. هستم باشم آنجا نیستم؟ کی؟ چرا؟ مرگ. توام مرده کابوسی میبینمت؟ نمیبینمت ! آه . |
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
گاهی
چشمانم را که میبندم میروم جایی میان این دنیا و آن دنیا، هر دفعه ترازو میگذارم و می سنجم... هر طور که حساب میکنم تا ابد همان وسط بمانم بهتر است. |
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
آري
من که جانور جنگلي بيش نيستم کاش تو هم دست کم حيواني باشي حيواني باشي تا شايد روزي با آدمي خو گرفتي |
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
دیشب |
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
تو يادت نيست
اما من ديدمت زماني که کنار ساحل براي ماهي ها آواز ميخواندي باور نداري اما من مي ديدمت از دريچه کوچک مغزم. |
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
بر پياده روي خاطراتم قدم ميزدم
به خاطره يک صبح سرد پائيزي با تو رسیدم چقدر جالب! اين يکي را هنوز پاک نکرده بودم. |
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
آمدی تا عطسه های بهاری را
با روشنایی لبخندت، به باغ خواب آلوده زمستانی پیوند دهی. |
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
پیچیده خودش را میان کیسۀ سیاهی،
که نه دماغش پیداست و نه دهان، نه روزنه ای برای تنفس، گاز اکسیژن از کجا دخول میکند یا خروج خودش عالم است. ما که هیچ نفهمیدیم! همینطور از پسِ کوچه ها میرود و می آید نه کسی میشنود صدایش را نه کسی را میدهد جواب. این کیسه پیچ ها تا تنها هستند بی صدا هستند وقتی در روضه و مراسم ختم دیده میشوند نمادی از موساد محله ایی اند. -پری خانم،دیدی شهین خانم موها شو های لایت کرده ؟ -آره اتفاقا دختره کوکب خانم با پسره زینب خانم ریختن رو هم! و دو خط بالا بیان گر عمق فاجعه است. |
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
و اين شب سياه وحشي ام کرده،
نه مي داند رسم مروت نه مي خواند ره به سلامت کشان کشان از يخه گرفته مرا و ميکشد از دنبال که همچو شيري گرسنه شکارش را. چاره اي بايد کرد، اين شب رام نشدني آواره کِش را خواهم داد رنگ سپيدي ! در فراسوي حجم خالص اين آسمان. |
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
دلم دلم دلم دلم دلم دلم
|
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
پشت سر
باید باشد مردی که رهنمود من از خاطره به او باشد. |
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
پل امروز به آینده
پل گذشته به امروز است |
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
بر من که ميباري
مست ميشوند کلماتم گاهي |
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
کاش به جای زدن ریشهی مردم،
ریشت رو میزدی! |
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
تمام ذهنم مشغول بود
به درخت پشت پنجره که دو پرنده سرگرم ساختن لانه بودند برای زندگی آینده غرق در لذت تماشا بودم. ناگهان معلم گچ را به تخته کوبید، بامداد! |
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
you are dead |
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
زامبی ها
زامبی ها در ذهنم رخنه کرده اند. کم کم کنترلم در دستشان خواهد افتاد باید خون تک تکشان را گوارای وجود کنم. |
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
|
|||
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
مغز کوچکم هميشه درگير
اين سه رنگ بود آبي قرمز طلايي |
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
سر گردانم،
در اين برهوت مبهم مغزم. جايي که خود ساختم حالا کمر به نابودي من گرفته. گمشده ام در اين بيابان. کاش وقتي مي ساختمش، کمي هم به يک چاه آب يا چند درخت براي سايه و چند حيوان که نشان دهند بقا ممکن است مي انديشيدم. يا فکر يک آبادي را که حرفه مردمش مجسمه سازي باشد. تا از اين خاک ناچيز هزاران بت بي جان خلق کنند. آنگاه من از روح افکارم در آنان مي دميدم! تا دوستان تازه من شوند. و يک راهنما که در اين برهوت راه آن آبادي را نشانم دهد ! |
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
به خیالت چنار، گنجشک میفهمه؟
لاک پشت برای میمون جشن تولد میگیره ؟ حاجی لک لک عاشق دختر درنا میشه ؟ کبوتر جنازه پروانه رو توی تابوت میزاره ؟ تابستون دنبال روح مگس مرده میره می گرده؟ به بهار چه که پلنگ سر زا رفته. زمستون میشینه برای جغد دلتنگ تار و سنتور میزنه ؟ تو عروسی سوسمار فیل عربی میرقصه ؟ گربه کی بخاطر سر و صداش از یه پیرمرده تنها، که سه ساعت تو سکوت فکر کرده تا اسم زنش یادش بیاد عذر خواهی کرده ؟ آرزوی گل نسرین اینه که به جای گل نسرین جوجه تیغی باشه. سردمه. مثل یک بابونه که تو گوش تردش باد هی میخونه. ما چرا میبینیم ؟ ما چرا میفهمیم ؟ خوب مگسم میبینه! گاو هم میبینه! اما میبینه که چی بشه؟ میبینه که مگس به جای قند نشینه رو منقار مرغ مگس خوار. گاو به جای گوسالش کره خر لیس نزنه. خیلی هم خوبه که ما میبینیم وگر نه کفشامون لنگه به لنگه میشد اگه ما نمیدیدیم از کجا میفهمیدیم که سفید یعنی چه؟ که سیاه یعنی چه ؟ سرمون تاب میخورد پامون گیر میکرد به سنگ از کجا میفمیدیم بوته ای که زیر پامون له میشه کلم یا گل سرخ؟ هندسه تو زندگی کندوی عسله چشم آدمی زاده. |
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
-چراغ.
-چراغ؟ -چراغ. -چراغ! -چراغ من. -چراغ من. -چراغ تو ؟ -چراغ من. -چراغ من. -چراغ تو ؟ -چراغ من. -بيخيال برق اومد. |
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
الان يک ساعت است نشسته ام به نظاره
به هزار ستاره خيره شده ام اين خال خال هاي سفيد که زيبايي سياه آسمان شب را مغشوش ميکنند. پس در دل روياهايم آسماني بدون اضافات را تصور کردم چقدر زيباست به راستي ستارگان چه از جان آسمان ميخواهند؟ |
|
+ و بستن چشمانت بازتاب رویایی ترین خواب بی تعبییر من است; توسط رائین |
|
|
صفحه نخست جانور شناسی "پروفایل مدیر وبلاگ" پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
خانه خالی بود خان بی آب و نان !
و آنچه بود آش دهن سوزی نبود.. این شب است ، آری ... شبی بس هولناک... |
| پیوندهای روزانه |
|
وبلاگ مهدی موسوی داستان های بی نظیر از یک آدم عجیب حسین پناهی ماه دیوانه یک وبلاگ سیاه ربوده شده توسط خدا بيا گناه كنيم بر حجم اين كاغذ آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1390 اسفند 1389 بهمن 1389 دی 1389 آذر 1389 آبان 1389 مهر 1389 شهریور 1389 |
| پیوندها |
|
زیبا سخن.جلوه عرفان شاملو و سپهری دوست خوب هم |
|
RSS
|